الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )

مقدمهء مترجم 15

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )

بدان شهر مىآمدند و از محضر اساتيد بزرگ بهره‌مند ميشدند ، مفيد نيز پس از تحصيلات مقدماتى ببغداد آمد و نزد اساتيد بسيار بزرگ كه نام آنان در بخش ( 6 ) مذكور خواهد شد تلمذ كرده و از هر كدام به نحوى استفاده كرد . جريان مسافرت شيخ مفيد را ببغداد ، صاحب كتاب تنبيه الخواطر ، ورّام بن أبى فراس چنين نقل مىكند : مفيد اصلا از اهل « عكبرا » از جايى موسوم به « سويقة ابن بصرى » بود ، او با پدرش ببغداد آمد ، و نزد ابو عبد اللَّه معروف بجعل در محلهء « درب رباح » مشغول به تحصيل شد ، سپس بمجلس درس ابو ياسر غلام أبى حبيش كه در محلهء « دروازه خراسان » تدريس ميكرد حاضر شد ، ابو ياسر ( كه پس از چندى از بحث با او و پرسشهايش عاجز شد ) به دو گفت : چرا بنزد على بن عيسى رمانى نميروى ؟ و در علم كلام و ساير علوم اسلامى از او استفاده نميكنى ؟ مفيد فرمود : من او را نمىشناسم تو براى راهنمائى كسى همراه من بفرست تا مرا بمجلس او راهنمائى كند . ابو ياسر يكى از شاگردان خود را همراه او كرده نزد رمانى فرستاد . دنبالهء داستان را مفيد چنين نقل مىكند : من كه بمجلس رمانى درآمدم ديدم مجلس او پر از فضلا و دانشمندان است و همان دم در نشستم و بتدريج كه مردم ميرفتند و خلوت ميشد من نزديك‌تر ميرفتم ، در اين ميان مردى وارد شده گفت : كسى دم در خانه از اهل بصره است و اجازهء ورود ميخواهد ! رمانى پرسيد : از دانشمندان است ؟ آن مرد گفت : نميدانم جوانى است ميخواهد بنزد شما بيايد ، رمانى اجازه داده وارد شد ، و او را اكرام كرده شروع بصحبت كردند . سخن بدرازا كشيد تا اينكه آن مرد برمانى گفت : چه ميفرمائيد در بارهء حديث غدير و داستان غار « 1 » ؟ رمانى گفت : اما داستان غار درايت است ( و چيزى است مسلم و معلوم ) و اما حديث غدير روايت است ( و منقول ) و آنچه از درايت بدست آيد از روايت مستفاد نگردد ؟ مرد بصرى ديگر نتوانست سخنى در پاسخ رمانى بگويد و از مجلس برخاسته بيرون رفت . مفيد گويد : من در اين هنگام پيش رفته به او گفتم : جناب استاد سؤالى دارم ؟ گفت : بگو

--> ( 1 ) يعنى جريان رفتن ابو بكر با پيغمبر ( ص ) در غار ثور كه سنيها آن را دليل بر خلافت ابو بكر ميدانند .